<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: مستـى و زشتـى</title>
	<atom:link href="http://tfunny.wordpress.com/2008/05/22/inelegance-intoxicate/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://tfunny.wordpress.com/2008/05/22/inelegance-intoxicate/</link>
	<description>تـكـه طـنـز - Tittle Funny</description>
	<lastBuildDate>Fri, 29 May 2009 22:49:31 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: داستانهایی از چرچیل با زنان :-) &#124; زهرا</title>
		<link>http://tfunny.wordpress.com/2008/05/22/inelegance-intoxicate/#comment-15</link>
		<dc:creator>داستانهایی از چرچیل با زنان :-) &#124; زهرا</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 20 Jun 2008 10:30:04 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tfunny.wordpress.com/?p=14#comment-15</guid>
		<description>[...] * در مجلس عیش‌ حکومتى، وقتى چرچیل حسابى مست کرده بود؛ یکى ار حضار، که خبرنگار هم بود، از روى حس کنجکاوى حرفه ایش (فضولى براى سوژه تراشى) پیش او رفت که حالا دیگه حسابى پاتیل پاتیل شده بود، و در حالى که چرچیل سرش رو پایین انداخته بود و در عالم مستى چیزهاى نامفهومى زیر لب زمزمه مى‌کرد و مى‌خندید؛ گفت: آقاى چرچیل! (چرچیل سرش را بلند نکرد). بلندتر تکرار کرد: آقـاى چرچیل (خبرى از توجه چرچیل نبود) (در شرایطى که صداش توجه دور و برى‌ها رو جلب کرده بود، براى اینکه بیشتر ضایع نشه بلافاصله سرش رو بالا گرفت و ادامه داد..) شما مست هستید، شما خیلى مست هستید، شما بى اندازه مست هستید، شما به طور وحشتناکى مست هستید..! چرچیل سرش رو بلند کرد در حالیکه چشمهاش سرخ رنگ شده بودن و کشـــدار حرف مى‌زد) به چشمهاى خبرنگار خیره شد و گفت: خانم …. (براى حفظ شئونات بخوانید محترم!) شما زشت هستید، شما خیلى زشت هستید، شما بى اندازه زشت هستید، شما به طور وحشتناکى زشت هستید..! مستى من تا فردا صبح مى‌پره، مى‌خوام ببینم تو چه غلطى مى‌کنى ..! (منبع) [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[...] * در مجلس عیش‌ حکومتى، وقتى چرچیل حسابى مست کرده بود؛ یکى ار حضار، که خبرنگار هم بود، از روى حس کنجکاوى حرفه ایش (فضولى براى سوژه تراشى) پیش او رفت که حالا دیگه حسابى پاتیل پاتیل شده بود، و در حالى که چرچیل سرش رو پایین انداخته بود و در عالم مستى چیزهاى نامفهومى زیر لب زمزمه مى‌کرد و مى‌خندید؛ گفت: آقاى چرچیل! (چرچیل سرش را بلند نکرد). بلندتر تکرار کرد: آقـاى چرچیل (خبرى از توجه چرچیل نبود) (در شرایطى که صداش توجه دور و برى‌ها رو جلب کرده بود، براى اینکه بیشتر ضایع نشه بلافاصله سرش رو بالا گرفت و ادامه داد..) شما مست هستید، شما خیلى مست هستید، شما بى اندازه مست هستید، شما به طور وحشتناکى مست هستید..! چرچیل سرش رو بلند کرد در حالیکه چشمهاش سرخ رنگ شده بودن و کشـــدار حرف مى‌زد) به چشمهاى خبرنگار خیره شد و گفت: خانم …. (براى حفظ شئونات بخوانید محترم!) شما زشت هستید، شما خیلى زشت هستید، شما بى اندازه زشت هستید، شما به طور وحشتناکى زشت هستید..! مستى من تا فردا صبح مى‌پره، مى‌خوام ببینم تو چه غلطى مى‌کنى ..! (منبع) [...]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مردها و زن‌ها M-W #2# &#171; TFunny</title>
		<link>http://tfunny.wordpress.com/2008/05/22/inelegance-intoxicate/#comment-13</link>
		<dc:creator>مردها و زن‌ها M-W #2# &#171; TFunny</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 20 Jun 2008 02:20:18 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tfunny.wordpress.com/?p=14#comment-13</guid>
		<description>[...] هم از خود به جاى گذاشته است؛ توصيه مى‌كنيم حكايت  مستى و زشتى  او را هم بخوانيد. [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[...] هم از خود به جاى گذاشته است؛ توصيه مى‌كنيم حكايت  مستى و زشتى  او را هم بخوانيد. [...]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
