آرشیو برای می 28, 2008

هــــــــــزار ديــــنـــار

 

وليــد در حاليكه دستارى رنگ رنگ بر سر بسته بود، وارد مجلس عيش هشام شد ؛

پرسيد : اين دستار را به چه قيمتى خريده اى ؟

گفت : به هزار دينار

گفت : هــــزار دينــار! اسراف نموده اى .. (با تعجب و سپس تفاخر و پوزخند)

(ناراحت از دخالت بى‌جاى هشام، در حاليكه به بهانه‌ى مرتب كردن دستار به آن اشاره مى‌كرد) پاسخ داد :

من اين دستار را به اين قيمت، به گرامى‌ترين و ارزشمندترين عضوم خريده ام ؛ حال آنكه تو ، گاه و بى‌گاه، اين هزار درهم پول با ارزش را با خريد اين كنيزكان ، به پست‌ترين عضو بدنت مى‌بندى !.

 

ارسال به Balatarin::Donbaleh::Mohandes::Del.icio.us::Digg::Stumble::Furl::Friendfeed::Twitthis::Facebook::Addthis to other::Subscribe to Feed

یک نظر بنویسید