جداً كه اين سياست عجب عالم كثيفى داره،
ما فكر مىكرديم فقط اين وضع جامعهى ماست كه اينقدر خر تو الاغه و هيچ معلوم نيست كى به كيه و حق با كيه، كه هر روز تحت جريانات موجگونه اى يه نفر برجسته مىشه و ملت ازش حمايت مىكنن و بعد يه مدت مشخص مىشه ماتحت مبارك ايشون هم آغشته به ملاتى متعفن بوده، عين بقيه اوناى ديگه …
ولى انگار راست مىگن كه آسمون همهجا همين رنگه و اينا !
چند وقتيه كه كم كم دوباره يه شورى به جون اين مردم (چى وصفشون كنم آخه !؟) افتاده كه آى انتخابات رياست جمهورى در پيش است و چنين است و چنان خواهد شد…
طبق معمول يه عده اينور جوبن و يه عده اونور، و فعلاً تو اين هيرى ويرى شدت گرفتن تهديدات و تحديدات جامعهى جهانى (شما بخوانيد استكبار جهانى) يه بهونه پيدا كردن كه يكمى سر خودشون رو گرم كنن…
اصلاً ما ملت هميشه در صحنهاى بوده و هستيم و خوراكمون همين جريانات حمايت جويانه است، كه شكر خدا زود هم بخاطر هيچ و پوچ رگ گردنى مىشيم و تحت تأثير چهار كلام حرف مزخرف با چاشنى وعده ـ وعيدهاى آنچنانى قرار مىگيريم و زود پشت گوشامون مخملى مىشه و ادامه ى ماجرا…
فقط من موندم.. اينكه آخه دور از جون آدم ! يه موجود چند بار آخه مگه بايد از يه سوراخ نيش بخوره ؟
بگذريم، بذاريد براتون يه حكايت از شياطين بزرگ «لعنة الله عليهم» تعريف كنم، بلكه يه كم با هم به ريششون خنديديم و يادمون رفت چه كلاه نمدى ضخيمى رو سرمون كشيدن اولياء امور «گرچه اين نمد ماليدهى دست خودمان است»
ليندون بينز جانسون (سى و ششمين رئيس جمهور ايالات متحده آمريكا)
روزى در مورد جرالد فورد ( كه بعد از رسوايى واتر گيت و اسعفاى ريچارد نيكسون به رياست جمهورى رسيده بود) مىگويد :
فورد از آن كودنهايى است كه در آن واحد نمىتواند هم بگوزد و هم آدامس بجود.
Lyndon Baines Johnson of Gerald Ford:
So dumb he can’t fart and chew gum at the same time.
چيزى كه بين مسئولين حكومتى ما هم اينروزها كم رد و بدل نمىشود، البته با احتياط و ملاحظات همهجانبه و عاقبت انديشانه ايشان،
كأنهو سرگينى كه در زر ورقى براق و چشم نواز در پيچيده شده باشد.. آماده براى اهدا !



















