اسكندر مقدونى شبى ياران خود را خواند، تا آسمان را به آنها نشان دهد و درباره خصوصيات و راههاى آسمانى برايشان توضيح دهد.
او براى اين منظور، آنها را به به مرتعى برد و در همان حال كه داشت پيش از همه راه مىرفت و ستارهها را مورد اشاره قرارداده و سخن مىگفت..
ناگاه به چاهى فرو رفت !
و از ته چاه گفت : كسى كه به دانش بالاى سرش بپردازد از زير پايش غافل مىماند.



















