آرشیو برای دسامبر, 2008
12/31/2008 روی 15:48
· طبقه بندی شده زیر Quote, سقـلـمـه ·برچسبها after death, die, Noël Coward, مزخرفات, نوئل كاوارد, بعد از مرگ, راجع به من

يك چيز مرا بابت مردنم واقعاً غصهدار مىكند؛
و آن اينـكه بـعـد از مـرگم ديـگر ايـنـجــا نيـسـتـم
تا مزخرفـاتى كه راجع به من مىنويسند بخوانم.
The only thing that really saddens me over my demise
is that I shall not be here to read the nonsense
that will be written about me.
{Noel Coward}
پیوند پایدار
12/30/2008 روی 08:56
· طبقه بندی شده زیر Quote, طنزندگى ·برچسبها Bitterfun, caroline wells, die, late to live, life, live, كارولين ولز, مجال زندگى كردن, تلخند
بايد زندگى گرد و آموخت؛
اما افسوس كه وقتى آموختى ديگر مجالى براى زندگى كردن ندارى.
We should live and learn;
but by the time we’ve learned, it’s too late to live.
{caroline wells}
BitterFun Serries
پیوند پایدار
12/28/2008 روی 13:59
· طبقه بندی شده زیر Prose, سرخوشانه ·برچسبها after divorce, divorce, Expert Housekeeper, Housekeeper, بعد از طلاق, خانه دار, خانه دار ماهر, خانهدار, طلاق

خانه دار ماهر به كسى مىگويند كه بعد از طلاق خانه را براى خود نگه دارد.
Expert Housekeeper is one who can keeps the house after divorce.
پیوند پایدار
12/26/2008 روی 23:39
· طبقه بندی شده زیر Quote, سرخوشانه, سقـلـمـه ·برچسبها bastard, decisive sentence, Sam Goldwyn, Samuel Goldwin, قاطع, گلدوين, حكم قاطعانه, حرامزاده, سم گلدوين, سام گلدوين, ساموئل گلدوين
اين حرامزاده را ديگر به اتاق من راه ندهيد!
مگر وقتى كه به او احتياج داشته باشم.
Never let the bastard back into my room again!
Unless I need him.
{Sam Goldwyn}
پیوند پایدار
12/25/2008 روی 07:29
· طبقه بندی شده زیر Quote, سرخوشانه ·برچسبها absence, courtmartialled. Brendan Behan, death, محكوميت, محاكمه, مرگ, اعدام غيابى, برندان بيهان
وقتى به دوبلين برگشتم شنيدم كه مرا غياباً محاكمه و به مرگ محكوم كردهاند؛
من هم گفتم: بسيارخب، پس مرحمت فرموده همان غياباً هم مرا اعدام كنيد.
When I came back to Dublin, was court-martial in my absence, and sentenced to death in my absence; So I said they could shoot me in my absence.
{Brendan Behan}
پیوند پایدار
12/23/2008 روی 12:07
· طبقه بندی شده زیر Quote, طنزندگى ·برچسبها afraid to die, death, die, مردن, وودى آلن, وودى الن, وودي آلن, woody allen, ترس از مرگ

نه كه از مرگ بترسم؛
فقط اينكه نمىخواهم در لحظهى وقوعش ”آنجا” باشم.
It’s not that I’m afraid to die,
I just don’t want to be “there” when it happens.
{Woody Allen}
پیوند پایدار
12/23/2008 روی 00:01
· طبقه بندی شده زیر Quote ·برچسبها نمایشنامه, هنر, یاسمینا رضا, Yasmina Reza, دوست
«… حقّاش بود اون روز با مشت میزدم تو پوزش و بعد وقتی که نصف جون روی زمین افتاده بود، بهش میگفتم:” تو، به عنوان یه دوست، چه دوستی هستی که قبول نداری دوستات بیشتر از بقیه سرش میشه؟”»
{Yasmina Reza}
پیوند پایدار
نوشتههای قدیمیتر »