بایگانیِ دسامبر 23, 2008

ترس از مرگ – afraid to die

woody_allen

نه كه از مرگ بترسم؛

فقط اينكه نمى‌خواهم در لحظه‌ى وقوعش ”آنجا” باشم.

It’s not that I’m afraid to die,

I just don’t want to be “there” when it happens.

{Woody Allen}

(2) دیدگاه

دوست

«… حقّ‌اش بود اون‌ روز با مشت می‌زدم تو پوزش و بعد وقتی که نصف جون روی زمین افتاده بود، بهش می‌گفتم:” تو، به عنوان یه دوست، چه دوستی هستی که قبول نداری دوست‌ات بیشتر از بقیه سرش می‌شه؟”»

{Yasmina Reza}

نوشتن دیدگاه