ای تو تقسيمات ارزی در بهار – سهم من از لحظه های انتظار
ای كه با تو كيف من پر میشود - از ريال و اسكناس و از دلار
ای تمام وعدههای زندگي – پر شده در مشتهايت بیشمار
ای كه خالي ميشود جيب پدر – با تو مثل حفره ، نه مانند غار
ای كه با تو سيزده روز تمام – خلق بابا مي شود هاپو كمار!
مادر اما با تو حالی می كند – تيپ او يك می شود ، آرتيست وار
ای كه تزريقاتی اين عالمی – می كنی تزريق آمپول بهار!
با تو دنيايم به سبزی می زند – می شود چيزی شبيه سبزوار
ای كه با تو اول ِ تقويمها – می خورد هر سال مهر ِ اعتبار
هفت سين ات را به يغما مي برم – می كنم هر هفت تايش را شكار
ای حنای سرخ ِ انگشتان ِ روز – با تو زيباتر شده اين روزگار
دوست دارم بند تنبانت شوم – تا بچسبم بر تنت هی بیقرار
باغ وحشی! نام تو حيوانی است – مثل گاو و موش و سگ ميمون و مار
سهم ما از سال تازه گاو شد – قسمت ما می شود آب دوغ خيار!






















