- تلفن زده مىگه: از مؤسسهى فلان تماس مىگيرم، مىخواستم با خانم خونه صحبت كنم.
- از مؤسسهى فلان!؟ مىگم: مطمئنيد اشتباه نگرفتيد؟ با كى كار داشتيد؟
- مىگه: ببينيد من خودم از "فلانجا" تماس مىگيرم، مىخواستم در مورد درمان بعضى از بيمارىها با خانم خونه صحبت كنم.
- مىگم: بيمارى شايعيه؟ با خود من صحبت كنيد.
- مىگه: آخه نمىشه.. شما لطف كنيد گوشىو بديد به خانمتون من با ايشون صحبت كنم.
- مىگم: متأسفانه نمىتونم چنين لطفى در حق شما بكنم.
- كلافه شده مىگه: آقا شما چقدر سخت مىگيريد!
- مىگم: احتمالاً حق با شما باشه، چون اين خونه خانم نداره.




















چهار ستاره مانده به صبح گفت
اینجا چه خوشگل شده :) مرررررسی
Bita گفت
“احتمالاً حق با شماست…” چه جوابی. :))
چه جالبه واقعاً! یعنی هیچ راه دیگهای برای اطلاعرسانی وجود نداره؟ البته، یادم نبود… استخدام یه «خانم» منشی که از صبح بشینه پای تلفن، شمارههای اتفاقی بگیره و با سماجت و پشتکار زیاد به خانم خونه دربارهی بعضی بیماریها اطلاعات بده خیلی هم روش پرخرجی نیست! _مخصوصاً اینکه خانمهای بسیاری هستند که حتی بدون دریافت هرگونه دستمزدی از استفاده زیاد از تلفن و تکرار جملات اصلاً بدشون نمیاد_ :-)
safarezendegi گفت
وقتی کف دستتان مو نداره چطوری می خواهی موی اون را بکنی؟خب اون خونه هم ….