كـــور و حـكـمـت

 

   بى خـرد گزافه گويى كه به سخره گرفتن و دست انداختن مردمان شهرت داشت، و از قضا والى شهر نيز بود؛

روزى به نابينايى رسيد، از همراهانش پرسيد وى كيست ، جوابش دادند حكيمى است كه از بد روزگار بينايي اش را از دست داده !

   رو به حكيم كرد و گفت : اى پيـر مرد…

مى‌ گويند خداوند از هيچ كس چشمانش را نمى‌گيرد، مگر اينكه عوضى در مقابل دهد ،

به تو كه داده است، نيست ؟

   گفت : تا كنون نيز اگر شك داشتم، اينك بر يقينم چون،

از عوض همين مرا بس كه كسى مثل تو را نمى‌بينم !.

 

 ارسال به: Balatarin::Donbaleh::Del.icio.us::Digg::Stumble::Furl::Friendfeed::Twitthis::Facebook::Addthis to other::Subscribe to Feed

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: