روى لبه ى تيغ ـ قسمت اول

 

خوى با مـا كـن ، با بـى‌خبـران خـوى مكن

دم هر ماده خرى را ، چو خران بوى مكن

اول و آخـــر تــو عشــق ازل خــواهــد بود

چون زن فاحشه هرشب تو دگرشوى مكن

روى را پـاك بـشــو عيـب بـر آئيــنـه منـه

نـقـد خـود را سـره كـن نـقـد تـرازوى مكن

{مولانا}

ارسال به: Balatarin::Donbaleh::Del.icio.us::Digg::Stumble::Furl::Friendfeed::Twitthis::Facebook::Addthis to other::Subscribe to Feed

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: