قـاچــاق ملا

 

زمانى در آبادى شايع شده بود كه نصرالدين در كار قاچاق افتاده است،

اما هيچ كس نمى‌دانست، جنسى كه او قاچاق مى‌كند چيست.

اين خبر پيچيد و پيچيد تا به اطلاع نظميه‌ى آبادى رسيد،

آنها نيز مأمورين ويژه‌اى بر او گماردند تا در دخول و ورود از آبادى وى را بازرسى نمايند.

ولى هر دفعه كه ملا بارى به آبادى مى‌آورد آنها چيزى در بار او نمى‌يافتند؛

هميشه بار خرش كم ارزش و كم وزن بود، اما پر حجم،

مثلاً يك بار پشته‌اى كاه مى‌آورد و بار ديگر يونجه و ….

تا جاييكه حتى يكبار گمرك‌چى‌ها بار او را آتش زدند ولى از آن چيزى نيافتند.

سالها بعد كه سرپاسبان آبادى از كار بازنشت شده بود، به ياد ناكامى‌ خود در يافتن كالاى قاچاق نصرالدين افتاد، پيش او رفت و به او گفت :

« ببيـن ملا، حال كه سالهـا از آن ماجـرا مى‌گذرد و من هم ديگـر مسئـوليتـى در نظميـه ندارم، جـان من بگو آن ‌جنسى تو خود نيز پيـش مردم اعتراف كرده بودى قاچاق مى‌كنـى چه بـوده كه من هر چه گشتم نيافتم »

ملا لبخندى زد و گفت :

« همنوعان تو ! »

 

;) )  مفهوم را حدس بزنيد، كه اگر در نيابيد در زمره‌ى اجناس قاچاق ملا قرار خواهيد گرفت.

 ارسال به:  Balatarin::Donbaleh::Del.icio.us::Digg::Stumble::Furl::Friendfeed::Twitthis::Facebook::Addthis to other::Subscribe to Feed

4 دیدگاه »

  1. هیچ said

    خوب لابد خر قاچاق می کرده دیگه!

  2. persiansunix said

    عجب

  3. امید ش said

    خر

    دست شما درد نكنه
    :)

  4. ahoora said

    خا… ای رو داشته قاچاقی رد میکرده

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: