بـاد بــهـــادار

گويند در آن زمان كه مردم دست در گريبان سلطه خلفا، محتاج نان شب خويش بودند،

روزى حسن بصرى مردى را ديد كه لبـاس‌هاى فاخر و گـرانقـدرى پوشيـده بود، و در هيـأت بسيار زيبايى قرار داشت. پرسيد :

– اين شخص چه كاره است ؟

گفتند : در حضور پادشـاهان باد معده در مى‌دهد و آنها را مى‌خنـداند و به اين جهت به او عطا مى‌دهند.

گفت : بـراستى كه در دنيا ، هيچكس مثل او، طلب باد معده و آنچـه را كه باد معـده مستحق آن بوده ، نگرفته است .

۱ دیدگاه »

  1. جالب بود مثل همیشه

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: