عشق گم‌شده

: چیه عزیزم؟ (مکث.) وقت عشقه؟

:: خواب بودی؟

: آه، نه!

:: من رو ببوس.

: نمی‌تونم.

:: سعی کن. (سرهای‌شان به سویِ هم کشیده می‌شود، به هم نمی‌رسند، دوباره به کناری می‌افتند.)

: این مسخره‌بازی‌هایِ هر روزه چیه؟ (مکث.)

:: من دندونام رو از دست دادم.

: کِی؟

:: دی‌روز داشتم‌شون.

: (غم‌گین) آه، دی‌روز.

(به‌سختی به طرفِ هم‌دیگر می‌چرخند.)

:: می‌تونی من رو ببینی؟

: به‌سختی، تو چه‌طور؟

:: چی؟

: می‌تونی من رو ببینی؟

:: به‌سختی.

: این‌طوری خیلی بهتره، خیلی بهتره.

:: این حرف رو نزن. (مکث.) بینایی‌مون از بین رفته.

: آره.

(مکث. از هم‌دیگر فاصله می‌گیرند.)

:: می‌تونی صدام رو بشنوی؟

: آره، تو چی؟

:: آره. (مکث.) شنوایی‌مون از بین نرفته.

: چی‌ِمون؟

: شنوایی‌مون.

:: نه. (مکث.)  چیزِ دیگه‌یی داری که بهم بگی؟

: یادت می‌آد …

:: نه.*

پی‌.نوشت 1)؛ مرتبط؛ احساسِ خوش‌بختی + زندگیِ بعدی + شخصیّت

پی‌.نوشت 2)؛ بیش از 60 درصد زنان تهرانی از رابطه با همسران‌شان رضایت ندارند

پی‌.نوشت 3)؛ *دست‌آخر، نوشته‌ی ساموئل بکت، ترجمه‌ی  مهدی نوید، تهران: انتشارات پژوه، چاپ اوّل، 1383 

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: