من چه خوشبختم

خواستگار ِ تازه از راه آمده

زیر ِ نور ِ آبی ِ  ماه   آمده

در پس یک قحطی کم سابقه

یوسف ِ گم‌گشته از چاه آمده!

کرده قیمت خانه‌ی ما را سپس

یک‌سره از راه ِ  بنگاه  آمده‌!

تا شنیده که سی و شش ساله‌ام

بعد از آن  با جبر و اکراه  آمده

کرده تحقیق و شنیده شاعرم

ساعتی خندیده‌، آن‌گاه آمده‌!

در نکاح قبلی‌اش خیری نبود

استخاره کرده، دل‌خواه آمده!

بی پدر، بی مادر و بی خواهر است

با زن ِ همسایه  همراه  آمده!

هیکل چاقش که از در رد نشد،

نم نمک تا پشت درگاه آمده

یک کلاه فلفلی دارد به سر

با سبیل و ریش ِ کوتاه آمده

دیده من افسرده دارم می‌شوم،

این‌چنین وقت ِ بزنگاه آمده!

من چه خوشبختم که بعد از هشت سال

خواستگار تازه از راه  آمده!!

 {ناهید نوری}

 

3 دیدگاه »

  1. منيره said

    یاح یاح یاح :)) :)) :))

  2. سلام .با مطلبی با عنوان بیائد باور نکنیم up هستم.لطفا به من سر بزنید.
    drhra.persianblob.ir ) وبلاگ دانش پزشکی : دکتر علیزاده )

  3. baran said

    kheili ziba bood
    manam ye matlab raje be pirdokhtari neveshtam

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: