صـله‌ى رحم

معاويه زمانى كه در مكه بود، نزد ابن عامر رفت و به او گفت:

خواهشى از تو دارم كه اميدوارم قبول كنى

– خواهشت چيست؟

امارتى را كه در سرزمين عرفه به تو تعلق دارد به من ببخشى

– بخشيدم،

«با خوشحالى بسيار» صله‌ى رحم نمودى! اينك تو از من چيزى بخواه

– از تو مى‌خواهم خانه‌ام را به من بازگردانى.

+{از معاويه}

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: