قدرت را نمى‌دانند؟ احمقى.

 

آنکه فکر می‌کند کسی قدرش را نمی‌داند، در هرحال موجود احمقی‌است؛

– چرا؟

از دو حالت خارج نيست:

يا آن فرد(/افراد) مورد نظر، به او توجه كافى دارند و برايش ارزش قائلند و او نمى‌فهمد،

يا اگر هم واقعاً قدرى داشته باشد و ديگرى نداند، فكر كردن به يک انسان قدر نشناس هيچ توجيهى ندارد جز “حماقت”

2 دیدگاه »

  1. رؤیا said

    بستگی دارد به نگرش آدم، که عقل بچربد بر قضاوت‌اش یا قلب؛ که می‌شود فکر کرد به قدرناشناس‌ترین مردمان هم، عاشق اگر باشد آدم
    حالت اوّل امّا، درست است با این شرط که بشود آن توجّه و ارزش و احترامی را که کافی است به قدر کفایت درک کرد، حس کرد، که از ذهن دیگری، به عین رفتاری هم تبدیل شده باشد. آدم می‌تواند عاقل باشد،عاشق هم، ناپسندیده است توهم ولی

    حوا هم البته دچار وضعیّت مشابهی است :)

  2. رؤیا said

    در ادامه، یکی نکته‌ی دیگر یادم رفت که می‌نویسم؛ آن «اگر» – اگر هم واقعن قدری داشته باشد – من می‌گویم آدم بی‌قدر نداریم که هر کی ارزش را دارد کم و بیش. که خدا، خلق بیهوده ندارد. که همین حرف‌های عارفانه‌ی فلسفیِ کمی از یادرفته‌ی نخ‌نمای مهم.

    الان همین.

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: